السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

56

تفسير الميزان ( فارسي )

مصدر « ممارات » است ، و ممارات به معناى پافشارى بر جدال است ، و مراد از آن در اينجا اين است كه مشركين در انكار قيامت پافشارى مىكنند . و اگر فرمود : اينها در ضلالتى بعيد هستند ، بدين جهت است كه طريق زندگى صحيح را گم كرده‌اند و از آن راه دور شده‌اند ، براى اينكه زندگى مهمترين چيزى است كه بايد در باره اش درست بينديشند ، در حالى كه مشركين زندگى را پايان پذير و فانى تصور كردند ، و به همين جهت به شهوات ناپايدار دنيا هجوم آوردند و سر و دست شكستند با اينكه زندگى بشر ناپايدار و پايان پذير نيست ، بلكه جاودانى بىانتهاء است ، و به همين جهت بايد از دنيايشان براى آخرتشان توشه برگيرند ، اما كفار راه را به خطا رفتند ، و سرانجام به راه هلاكت افتادند . * ( « اللَّه لَطِيفٌ بِعِبادِه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ » ) * در معناى كلمه « لطف » بويى از مدارا و آسانى عمل ، و نيز بويى از دقت و باريكى آن چيزى كه عمل بر آن واقع مىشود نهفته ، ( مثلا پارچه لطيف آن پارچه اى است كه با دقت ساخته شده ، و تار و پودش از نخى باريك تشكيل شده ، و بايد با آن به مدارا رفتار كرد ، و بافتنش هم زور و ضرب نمىبرد ) و فاعل چنين فعلى را كه عمل به مدارا و دقت و سهولت مىكند ، و سروكارش در عمل با نخى باريك و دقيق و ماشين آلاتى دقيق و ريز است لطيف مىخوانيم ، مثلا مىگوييم هوا چقدر لطيف است ، چون آن قدر سبك و رقيق است كه به آسانى در منافذ همه اجسام نفوذ مىكند ، و به آسانى مىتواند با اجزاء درونى آن اجسام تماس پيدا كند . وقتى معناى واژه « لطيف » اين شد اگر بخواهيم آن را در مورد خداى سبحان استعمال كنيم ، به حكم اجبار بايد خصوصيات مادى را از معناى آن حذف كنيم ، چون خدا مادى نيست ، آن وقت معناى اينكه خدا لطيف است اين مىشود : خدا با احاطه و عملش بر دقائق امور نائل مىشود و در آن امور دقيقه با رفق و مدارا هر چه بخواهد مىكند . در اين آيه شريفه رازق بودن خدا را نتيجه لطيف و قوى و عزيز بودن او قرار داده و فرموده : « چون خدا لطيف به بندگان خويش و قوى و عزيز است ، ايشان را رزق مىدهد » و اين خود دلالت دارد بر اينكه مىخواهد بفرمايد : خدا به خاطر اينكه لطيف است ، احدى از مخلوقاتش كه محتاج رزق او است از او غايب نيست و از پذيرفتن رزقش سرباز نمىزند و به خاطر اينكه قوى است احدى او را از دادن رزق عاجز نمىكند ، و به خاطر اينكه عزيز است كسى او را از اين كار مانع نمىشود . و منظور از « رزق » تنها ماديات نيست ، بلكه اعم از آن و از موهبتهاى معنوى و دينى